در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
فردی که کسی او را میشناسد و با او پیوند محبت متقابل دارد، معمولاً به جز روابط جنسی یا خانوادگی.
A person whom one knows and with whom one has a bond of mutual affection, typically exclusive of sexual or family relations.
«او با بهترین دوستش به کنسرت رفت.»
“She went to the concert with her best friend.”
«او در دانشگاه دوستان جدید زیادی پیدا کرد.»
“He made many new friends at university.”
اضافه کردن (شخصی) به لیست دوستان در یک وبسایت شبکههای اجتماعی.
To add (someone) to one's list of friends on a social networking website.
«او در فیسبوک با او دوست شد.»
“She friended him on Facebook.”
«با او دوست نشدم چون او را خوب نمیشناسم.»