budged

/bʌdʒd/
budgeto move slightly-edpast tense
verb (فعل)commonpast (گذشته): budgedpast participle (مفعولی): budged-ing (حال): budging3rd (سوم): budges

فعل — حرکت دادن

حرکت دادنتکان خوردن

کمی حرکت کردن یا تغییر موقعیت دادن، معمولاً بعد از مقاومت.

Moved slightly or changed position, usually after reluctance.

«با وجود التماس‌هایشان تحرکی نکرد.»

He didn't budge despite their pleas.

«ماشین به اندازه یک اینچ حرکت کرد.»

The car budged an inch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
movedحرکت کرد

رایج است. وقتی به حرکت فیزیکی اشاره دارد قابل جایگزینی است اما budged به حرکت اندک یا با مقاومت اشاره دارد.

Common. Interchangeable when referring to physical movement, but 'budged' implies slight or reluctant movement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000