bundled

bun·dled/ˈbʌndəld/
bundlea collection of things tied together-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — بسته‌بندی شده

بسته‌بندی شدهدسته‌بندی شده

چیزهایی که به‌صورت دسته‌ای بسته یا پیچیده شده‌اند.

Tied or wrapped together in a bundle.

«او دسته‌ای از لباس‌ها را حمل می‌کرد.»

She carried a bundled stack of clothes.

«چوب‌های آتش به آرامی بسته‌بندی شده بودند.»

The firewood was bundled together neatly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
wrappedپیچیده شده

رایج. معنی مشابه برای اشیایی که بسته یا پیچیده شده‌اند.

Common. Similar meaning for objects covered or tied up.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000