bur

/bɜːr/
1noun (اسم)commonplural (جمع): burs

اسم — پوسته خاردار

پوسته خارداربورخاربن

غلاف خاردار و زبر دانه بعضی گیاهان.

A rough, prickly casing around the seeds of certain plants.

«سگ پس از بازی در مزرعه پر از خار شد و به خانه آمد.»

The dog came in covered in burs after playing in the field.

«او با دقت خاری را از روی ژاکت خود برداشت.»

She carefully removed a bur from her sweater.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): burs

اسم — پلیسه

پلیسهبرادهتیزی لبه

برآمدگی یا لبه زبر باقی‌مانده روی شیء بعد از برش یا سوراخ‌کاری.

A rough edge or ridge left on an object by a cutting or drilling tool.

«او از سوهان برای صاف کردن پلیسه لوله فلزی استفاده کرد.»

He used a file to smooth the bur off the metal pipe.

«قبل از مونتاژ، سوراخ مته را برای وجود هرگونه پلیسه بررسی کنید.»

Check the drill hole for any burs before assembly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flashپلیسه

فنی/تولیدی. به مواد اضافی که در طول ریخته‌گری یا آهنگری بین دو قسمت قالب جریان می‌یابد، یا یک لبه نازک از مواد باقی‌مانده روی قطعه پس از برش یا مهر زدن، اشاره دارد. دلالت بر نقص در فرآیند تولید دارد، در حالی که 'bur' می‌تواند هر لبه زبری باشد. با 'bur' در اشاره به غلاف گیاهی قابل تعویض نیست.

Technical/manufacturing. Refers specifically to excess material that flows out between the two parts of a mold during casting or forging, or a thin edge of material remaining on a part after it has been trimmed or stamped. It implies a defect from manufacturing process, while 'bur' can be any rough edge. Not interchangeable with 'bur' when referring to natural plant casings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000