busily

bus·i·ly/ˈbɪzɪli/
busyactively engaged-lyadverb-forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): busyposition (جایگاه): end

قید — با فعالیت

با فعالیتمشغولانه

به صورتی که نشان‌دهنده فعالیت یا کار زیاد باشد.

In a way that shows a lot of activity or work happening.

«او تمام شب مشغول انجام تکالیفش بود.»

She worked busily on her homework all night.

«زنبورها پران پران بین گل‌ها حرکت می‌کردند.»

The bees flew busily among the flowers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
activelyفعّالانه

رایج. انجام کاری با انرژی یا حرکت، معمولاً با busily قابل تعویض است.

Common adverb. Signifies doing something with energy or movement, often interchangeable with busily.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000