idly

id·ly/ˈaɪdli/
idleinactive or doing nothing-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): idleposition (جایگاه): middle

قید — بی‌هدف

بی‌هدفبی‌کار

به‌صورت تنبل، بی‌کار یا بی‌هدف و بدون انجام کاری.

In a lazy, inactive, or casual manner without purpose.

«او ایستاده بود و بی‌هدف جمعیت را تماشا می‌کرد.»

He stood idly watching the crowd.

«او بدون هدف مجله را ورق زد.»

She idly flipped through the magazine.

تفاوت با واژه‌های مشابه
casuallyرهاانه

اصطلاح عمومی برای عمل بدون عجله، گاهی با idly قابل تعویض است.

General term for acting without urgency, sometimes interchangeable with idly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000