idling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈaɪdlɪŋ/
idlenot active; doing nothing-ingprocess or state of an action
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more idlingsuperlative (عالی): most idling

صفت — بی‌کار

بی‌کارخاموشمعطل

غیر فعال یا بی‌استفاده؛ کاری انجام ندادن.

Not active or in use; doing nothing.

«ماشین در راهرو در حالت درجا کار کردن رها شده بود.»

The car was left idling in the driveway.

«او تمام روز را بیکار گذراند و هیچ کار مفیدی انجام نداد.»

He spent the whole day idling, doing nothing productive.

تفاوت با واژه‌های مشابه
inactiveغیر فعال

رایج. به طور گسترده به عدم فعالیت اشاره دارد. 'Inactive' می‌تواند به شخص، حساب کاربری یا ماشین اشاره کند. 'Idling' بیشتر به ماشین یا شخصی اشاره دارد که پتانسیل فعالیت دارد اما در حال حاضر کاری انجام نمی‌کند.

Common. Broadly refers to a lack of activity. 'Inactive' can refer to a person, an account, or a machine. 'Idling' more often suggests a machine or a person with potential for activity but currently doing nothing.

stationaryثابت

رایج. به چیزی که حرکت نمی‌کند اشاره دارد. 'Stationary' برای اشیاء به کار می‌رود، اما 'idling' اغلب به ماشینی که روشن است اما حرکت نمی‌کند یا شخصی که منتظر است اشاره دارد.

Common. Refers to something not moving. 'Stationary' applies to objects, but 'idling' often implies a machine running but not moving or a person waiting.

متضادها
2noun (اسم)common

اسم — درجا کار کردن

درجا کار کردنبیکاری موتور

وضعیت موتور یا ماشینی که با سرعت کم کار می‌کند در حالی که از بار جدا شده یا در دنده نیست.

The state of an engine or machine running at a low speed while disconnected from a load or out of gear.

«درجا کار کردن بیش از حد سوخت را هدر می‌دهد و به آلودگی کمک می‌کند.»

Excessive idling wastes fuel and contributes to pollution.

«صدای درجا کار کردن موتور بسیار آرام بود.»

The sound of the engine's idling was very quiet.

تفاوت با واژه‌های مشابه
standbyآماده‌باش

فنی. به حالت آماده‌باش، اغلب در الکترونیک، اشاره دارد که دستگاه حداقل مصرف برق را دارد. 'حالت آماده‌باش' برای کامپیوتر درست است، اما 'standby موتور' نه.

Technical. Refers to a state of readiness, often in electronics, where a device consumes minimal power. 'Standby mode' for a computer works, but not 'engine standby'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000