idled

i·dled/ˈaɪdəld/
idlenot active or in use-edpast tense/past participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): idledpast participle (مفعولی): idled-ing (حال): idling3rd (سوم): idles

فعل — بیکار ماند

بیکار مانددور آرام کار کرد

زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'idle' به معنای بیکار ماندن یا کار کردن موتور بدون درگیر کردن دنده.

Past tense and past participle of 'idle', meaning to spend time doing nothing or to run an engine without engaging the gears.

«موتور چند دقیقه در دور آرام کار کرد قبل از اینکه او حرکت کند.»

The engine idled for a few minutes before he drove off.

«او تمام بعدازظهر را به تماشای تلویزیون بیکار گذراند.»

He idled away the entire afternoon, watching TV.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lazedتن‌پروری کرد

غیررسمی. زمانی که به معنای گذراندن وقت به صورت آرام و غیرفعال برای لذت باشد، قابل جایگزینی است. 'او تمام روز کنار استخر تن‌پروری کرد' اما برای ماشین‌آلات نه.

Informal. Interchangeable with 'idled' when describing relaxed, inactive time spent for pleasure. 'He lazed by the pool all day' but not for machinery.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000