idler

id·ler/ˈaɪdlər/
idlenot active; lazy-erperson or thing that performs an action
1noun (اسم)commonplural (جمع): idlers

اسم — تنبل

تنبلبی‌کاروقت‌گذران

شخصی که معمولاً تنبل است و از کار اجتناب می‌کند.

A person who is habitually lazy and avoids work.

«تنبل روزهایش را به خوابیدن و تلویزیون دیدن سپری کرد.»

The idler spent his days sleeping and watching TV.

«او به عنوان بی‌کار روستا شناخته شده بود و هرگز به کاری دست نمی‌زد.»

He was known as the village idler, never lifting a finger.

تفاوت با واژه‌های مشابه
loaferعلاف

غیررسمی. به کسی اطلاق می‌شود که وقت تلف می‌کند یا از کار فرار می‌کند. بار معنایی منفی‌تری نسبت به idler دارد. می‌تواند برای کسی که شغل ندارد استفاده شود، در حالی که idler بر عدم تمایل به کار تاکید دارد. 'او یک علاف واقعی است، همیشه روی کاناپه است' درست است، اما 'ماشین یک علاف است' درست نیست.

Informal. Refers to someone who wastes time or avoids work. More negative connotation than 'idler'. Can be used for someone without a job, whereas 'idler' emphasizes a lack of willingness to work. 'He's a real loafer, always on the couch' works, 'The machine is an idler' doesn't.

slackerاهمال‌کار

غیررسمی. اغلب برای کسی استفاده می‌شود که از مسئولیت‌ها یا کار، به خصوص در محیط مدرسه یا کار، شانه خالی می‌کند. به معنای انتخاب آگاهانه برای انجام کمتر از حد لازم است. 'دانش‌آموزان را برای انجام ندادن تکالیفشان اهمال‌کار نامیدند' درست است، اما 'او در تعطیلات بی‌کار است' چندان مناسب نیست اگر او معمولاً کار می‌کند.

Informal. Often used for someone who avoids responsibilities or work, especially in a school or workplace setting. Implies a conscious choice to do less than required. 'The students were called slackers for not doing their homework' works, 'He is an idler on vacation' doesn't quite fit if he typically works.

متضادها
2noun (اسم)technicalplural (جمع): idlers

اسم — چرخ هرزگرد

چرخ هرزگردغلتک هرزگرد

جزئی (مانند چرخ یا چرخ‌دنده) در یک ماشین که برای انتقال حرکت یا حمایت از یک قطعه متحرک بدون انجام هیچ کاری از خودش به کار می‌رود.

A component (such as a wheel or gear) in a machine that serves to transmit motion or support a moving part without doing any work itself.

«چرخ دنده هرزگرد عملکرد روان تسمه نقاله را تضمین می‌کند.»

The idler gear ensures smooth operation of the conveyor belt.

«یک قرقره هرزگرد به حفظ کشش در تسمه موتور کمک می‌کند.»

An idler pulley helps maintain tension in the engine belt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000