busywork

bus·y·work/ˈbɪziˌwɜrk/
busyactively engagedworktask or labor
noun (اسم)common

اسم — کار بی‌فایده

کار بی‌فایدهفعالیت جلوگیری از بیکار ماندن

کار یا فعالیت‌هایی که مشغولیت ایجاد می‌کنند ولی فایده یا هدف واقعی چندانی ندارند.

Tasks or activities that keep one busy but have little real purpose or value.

«بعدازظهر را صرف کار بی‌فایده به جای پروژه‌های واقعی کرد.»

She spent the afternoon doing busywork instead of real projects.

«بسیاری از جلسات فقط کار بی‌فایده‌ای هستند که وقت کارکنان را پر می‌کنند.»

Many meetings are just busywork that fill employees' time.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000