در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
محصول لبنی که از هم زدن خامه یا شیر تهیه میشود و برای خوردن یا آشپزی کاربرد دارد.
A dairy product made by churning cream or milk, used as food or for cooking.
«کره را روی نان گرم بمالید.»
“Spread butter on the warm bread.”
«او برای پخت و پز به جای روغن از کره استفاده میکند.»
“She uses butter instead of oil for cooking.”
متداول. شبیه کره اما از روغنهای گیاهی ساخته میشود و بهعنوان جایگزین بهخصوص برای رعایت رژیم غذایی استفاده میشود.
Common. Similar to butter but made from vegetable oils; used as a substitute especially for dietary reasons.
کره را روی غذا، معمولاً نان یا تست، پخش کردن.
To spread butter over food, usually bread or toast.
«او سریع کره را روی تستش مالید.»
“He buttered his toast quickly.”
«لطفاً قبل از سرو کردن، روی نان کره بمال.»
“Please butter the bread before serving.”
متداول. کلمهای کلی برای پخش کردن هر مادهای روی سطح است. هممعنی کرهمالیدن است اما معنی وسیعتری دارد.
Common. General term for applying a substance over a surface. Interchangeable with butter as a verb but broader in meaning.
به صورت اغراقآمیز و موفقآمیز کسی را تحسین کردن، معمولاً برای کسب دلجویی یا نفع.
To flatter someone excessively, often to gain favor or advantage.
«او برای گرفتن نمره بهتر به معلم چاپلوسی کرد.»
“He buttered up the teacher to get a better grade.”
«دست از چاپلوسی بردار؛ فقط صادق باش.»
“Stop buttering me up; just be honest.”
متداول. برای توصیف تعریف غیرصادقانه به کار میرود. میتواند جایگزین butter up در موقعیتهای اجتماعی شود.
Common. Used to describe insincere praise. Can replace 'butter up' in social contexts.
رسمی/قدیمی. به معنای نشان دادن تحسین بیش از حد است. کمتر در زبان روزمره شنیده میشود.
Formal/old-fashioned. Means to show excessive admiration. Less common in everyday language.