bygone

by·gone/ˈbaɪɡɒn/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more bygonesuperlative (عالی): most bygone

صفت — گذشته

گذشتهاز گذشته

مربوط به گذشته؛ دیگر جاری یا مهم نیست.

Belonging to the past; no longer current or relevant.

«نزاع آنها مربوط به گذشته است و بخشیده شده.»

Their feud is bygone and forgiven.

«بگذار گذشته‌ها گذشته بمانند و ادامه بده.»

Let bygones be bygones and move on.

تفاوت با واژه‌های مشابه
formerسابق

رایج. وقتی به چیزهایی اشاره می‌کند که قبلاً بوده‌اند اما دیگر نیستند قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to things that existed before but no longer.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): bygones

اسم — گذشته

گذشتهمورخ

یک رویداد یا چیز مربوط به گذشته.

An event or thing from the past.

«نباید روی گذشته‌ها تمرکز کنیم.»

We should not dwell on bygones.

«گذشته‌ها گاهی درس‌های ارزشمندی می‌دهند.»

Bygones sometimes teach valuable lessons.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000