در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پیروان یا عاملان کابالا، یک سیستم عرفان یهودی.
Followers or practitioners of Cabala, a system of Jewish mysticism.
«متون باستانی اعمال کابالیستها را توصیف میکنند.»
“Ancient texts describe the practices of the cabalists.”
«این محقق در تاریخ کابالیستها تخصص داشت.»
“The scholar specialized in the history of cabalists.”
اعضای یک دسته یا جناح سیاسی سری؛ توطئهگران.
Members of a secret political clique or faction; conspirators.
«پادشاه از توطئهگران در میان مشاورانش میترسید.»
“The king feared the cabalists among his advisors.”
«گروهی از دسیسهچینان قصد داشتند دولت را سرنگون کنند.»
“A group of cabalists aimed to overthrow the government.”
متداول. افرادی که در یک نقشه پنهانی برای انجام کاری مضر یا غیرقانونی دست دارند. بیشتر از 'cabalists' در این زمینه بر عمل توطئه تأکید میکند. 'توطئهگران مخفیانه ملاقات کردند' درست است. 'کابالیستها مخفیانه ملاقات کردند' نیز درست است، اما 'cabalist' میتواند به عارف نیز اشاره کند.
Common. Individuals involved in a secret plan to do something harmful or illegal. Emphasizes the act of conspiracy more directly than 'cabalists' in this context. 'The conspirators met in secret' works. 'The cabalists met in secret' also works, but 'cabalist' can also refer to the mystic.
متداول. افرادی که یک نقشه پنهانی طراحی میکنند، اغلب برای رسیدن به یک هدف غیرقانونی. بسیار شبیه به 'conspirators' است اما گاهی اوقات میتواند به یک طرح کمتر جدی یا کمتر سازمانیافته اشاره کند. 'نقشهکشان قبل از اقدام دستگیر شدند' درست است.
Common. Individuals who devise a secret plan, often to achieve an illicit goal. Very similar to 'conspirators' but can sometimes imply a less serious or less organized scheme. 'The plotters were caught before they could act' works.