در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
راننده تاکسی.
A driver of a taxi.
«راننده تاکسی بیرون فرودگاه منتظر بود.»
“The cabbie waited outside the airport.”
«از راننده تاکسی خواست او را به خانه ببرد.»
“She asked the cabbie to take her home.”