cabbing

cab·bing/ˈkæb.ɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): cabbedpast participle (مفعولی): cabbed-ing (حال): cabbing3rd (سوم): cabs

فعل — سوار تاکسی شدن

سوار تاکسی شدنرانندگی با تاکسی

سفر یا کار کردن با تاکسی؛ سوار تاکسی شدن.

Traveling or working by taxi; taking a taxi ride.

«الان با تاکسی به فرودگاه می‌روم.»

I’m cabbing to the airport now.

«او شب را با تاکسی در شهر می‌گذراند.»

She spends the night cabbing in the city.

تفاوت با واژه‌های مشابه
taxiingرانندگی با تاکسی

غیررسمی. هم‌معنی cabbing به معنای استفاده از تاکسی.

Informal. Synonymous with 'cabbing' meaning to use taxi transportation.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000