در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک تیر چوبی بلند و سنگین که به طور سنتی در بازیهای هایلند اسکاتلند به عنوان آزمون قدرت پرتاب میشود.
A long, heavy wooden pole, traditionally tossed as a test of strength in Highland games.
«او ماهها تمرین کرد تا تیرک را در بازیهای هایلند پرتاب کند.»
“He trained for months to toss the caber at the Highland games.”
«کابر معمولاً از درخت کاج اروپایی ساخته میشود.»
“The caber is typically made from a larch tree.”
پرتاب کردن تیرک کابر.
To toss a caber.
«ورزشکاران در رویداد سالانه به صورت رقابتی کابر پرتاب میکنند.»
“The athletes caber competitively at the annual event.”
«او پرتاب کابر را از پدربزرگش یاد گرفت.»
“He learned to caber from his grandfather.”