cacked

/kækt/
verb (فعل)informalpast (گذشته): cackedpast participle (مفعولی): cacked-ing (حال): cacking3rd (سوم): cacks

فعل — مدفوع کردن

مدفوع کردنشکست خوردن

گذشته غیررسمی فعل 'cack' به معنی دفع یا به‌طور بد شکست خوردن.

Informal past tense of 'cack', meaning to defecate or fail badly.

«در آزمون استرس‌زا دچار مشکل شد.»

He cacked during the stressful exam.

«دستگاه خراب شد و از کار افتاد.»

The machine cacked and stopped working.

تفاوت با واژه‌های مشابه
shitمدفوع کردن

غیررسمی و نامناسب. کاربرد مشابه ولی لحن شدیدتری نسبت به 'cack' دارد.

Informal and vulgar. Used similarly but stronger in tone than 'cack'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000