در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی کلم بروکلی با ساقهها و برگهای بنفش که از کالابریای ایتالیا میآید.
A variety of broccoli with purple stems and leaves, originating from Calabria, Italy.
«کالابریزه معمولاً در آشپزی ایتالیایی استفاده میشود.»
“Calabrese is often used in Italian cooking.”
«امروز کالابریزه تازه از بازار خریدم.»
“I bought fresh calabrese at the market today.”
مربوط به کالابریا، منطقهای در جنوب ایتالیا.
Relating to Calabria, a region in southern Italy.
«گویش کالابریایی در جنوب ایتالیا صحبت میشود.»
“The calabrese dialect is spoken in southern Italy.”
«او گردنبند کالابریایی از میراثش به گردن داشت.»
“She wore a calabrese necklace from her heritage.”