calcified

cal·ci·fied/ˈkælsɪfaɪd/
calc-relating to calcium or stone-ifyto make or become-edpast tense or adjective form
adjective (صفت)technical

صفت — سخت شده

سخت شدهکلسینه شده

سفت شده یا به ماده سنگی تبدیل شده به‌دلیل رسوب کلسیم

Hardened or turned into a stony substance by the deposit of calcium salts.

«بافت با گذشت زمان سخت و کلسینه شده بود.»

The tissue had become calcified over time.

«سرخرگ‌های کلسینه می‌توانند مشکلات سلامتی را ایجاد کنند.»

Calcified arteries can cause health problems.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hardenedسفت شده

متداول. معنی مشابه ولی calcified به‌طور خاص رسوب کلسیم را نشان می‌دهد.

Common. Similar meaning but calcified specifically implies calcium deposits.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000