در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
سفت شده یا به ماده سنگی تبدیل شده بهدلیل رسوب کلسیم
Hardened or turned into a stony substance by the deposit of calcium salts.
«بافت با گذشت زمان سخت و کلسینه شده بود.»
“The tissue had become calcified over time.”
«سرخرگهای کلسینه میتوانند مشکلات سلامتی را ایجاد کنند.»
“Calcified arteries can cause health problems.”
متداول. معنی مشابه ولی calcified بهطور خاص رسوب کلسیم را نشان میدهد.
Common. Similar meaning but calcified specifically implies calcium deposits.