calming

calm·ing/ˈkɑːlmɪŋ/
calmpeaceful, quiet-ingpresent participle
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more calmingsuperlative (عالی): most calming

صفت — آرام‌بخش

آرام‌بخشملایم‌کننده

به منظور ایجاد آرامش یا صلح برای کسی یا چیزی.

Serving to make someone or something calm or peaceful.

«موسیقی آرام‌بخش به من کمک کرد آرام شوم.»

The calming music helped me relax.

«او با صدایی آرام‌بخش صحبت کرد.»

She spoke in a calming voice.

تفاوت با واژه‌های مشابه
soothingملایم‌کننده

رایج است. معنای مشابه؛ به‌ویژه برای عمل یا صداهایی که کمک به آرامش می‌کند.

Common. Similar meaning; used especially for actions or sounds that help relax.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000