canalize

ca·nal·ize/ˈkænəˌlaɪz/
canalan artificial waterway-izeto make/cause to be/convert into
1verb (فعل)commonpast (گذشته): canalizedpast participle (مفعولی): canalized-ing (حال): canalizing3rd (سوم): canalizes

فعل — کانال‌کشی کردن

کانال‌کشی کردنکانالیزه کردن

(رودخانه) را به کانال تبدیل کردن، یا کانال ساختن در (یک منطقه).

To convert (a river) into a canal, or to construct a canal through (an area).

«دولت قصد دارد رودخانه را برای ناوبری کانال‌کشی کند.»

The government plans to canalize the river for navigation.

«مهندسان برای زهکشی تالاب را کانالیزه کردند.»

Engineers worked to canalize the marshland for drainage.

تفاوت با واژه‌های مشابه
channelکانال زدن

رایج. 'Channel' می‌تواند به معنای ایجاد مسیر یا شیار برای چیزی، اغلب برای آب باشد. 'Canalize' به طور خاص به ساخت یا تبدیل به کانال، معمولاً یک آبراه بزرگ‌تر و ساختارمندتر اشاره دارد. شما می‌توانید 'آب را از طریق یک گودال کانال‌کشی کنید'، اما 'رودخانه را برای ناوبری کانالیزه کنید'.

Common. 'Channel' can mean to make a path or groove for something, often for water. 'Canalize' specifically refers to constructing or converting to a canal, usually a larger, more structured waterway. You can 'channel water through a ditch', but 'canalize a river' for navigation.

divertمنحرف کردن

رایج. 'Divert' به معنای تغییر مسیر یا جهت چیزی است. در حالی که کانالیزه کردن یک رودخانه اغلب شامل انحراف جریان آن است، 'canalize' بر ایجاد یک مسیر جدید و ساختارمند تمرکز دارد، نه فقط تغییر جهت. شما 'توجه را منحرف می‌کنید'، اما 'رودخانه را برای حمل و نقل کانالیزه می‌کنید'.

Common. 'Divert' means to change the direction or course of something. While canalizing a river often involves diverting its flow, 'canalize' focuses on creating a new, structured path, not just changing direction. You 'divert attention', but 'canalize a river' for transport.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): canalizedpast participle (مفعولی): canalized-ing (حال): canalizing3rd (سوم): canalizes

فعل — جهت‌دهی کردن

جهت‌دهی کردنمتمرکز کردن

هدایت یا محدود کردن (چیزی) به یک مجرا یا مسیر خاص.

To direct or limit (something) to a particular channel or course.

«رهبر تلاش کرد خشم عمومی را به سمت یک هدف مشترک جهت‌دهی کند.»

The leader tried to canalize the public's anger towards a common goal.

«انرژی او به سمت بیان هنری هدایت شد.»

His energy was canalized into artistic expression.

تفاوت با واژه‌های مشابه
channelهدایت کردن

رایج. 'Channel' در اینجا تقریباً قابل تعویض است و به هدایت انرژی یا تلاش‌ها اشاره دارد. 'Canalize' ممکن است به یک جهت‌دهی کمی سفت و سخت‌تر یا رسمی‌تر اشاره داشته باشد. شما 'تلاش‌های خود را به سمت کار هدایت می‌کنید'، یا 'احساسات عمومی را به یک جنبش کانالیزه می‌کنید'.

Common. 'Channel' here is almost interchangeable, referring to directing energy or efforts. 'Canalize' might imply a slightly more rigid or formalized direction. You 'channel your efforts into work', or 'canalize public sentiment' into a movement.

focusتمرکز کردن

رایج. 'Focus' به معنای متمرکز کردن توجه یا انرژی است. 'Canalize' به هدایت آن به یک مسیر یا خروجی خاص اشاره دارد. شما 'ذهن خود را متمرکز می‌کنید'، اما 'پرخاشگری را به فعالیت‌های سازنده کانالیزه می‌کنید'.

Common. 'Focus' means to concentrate attention or energy. 'Canalize' is about directing it into a specific path or outlet. You 'focus your mind', but 'canalize aggression' into constructive activities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000