adjective (صفت)common
صفت — کنسروی
کنسرویبستهبندی شده
نگهداریشده و مهروموم شده در ظرف فلزی.
Preserved and sealed in a metal container.
«برای کمپ کردن لوبیا کنسروی خریدیم.»
“We bought canned beans for camping.”
«غذاهای کنسروی نسبت به تازه مدت بیشتری میمانند.»
“Canned food lasts longer than fresh food.”
تفاوت با واژههای مشابه
preserved— نگهداری شده
رایج. اصطلاح کلی برای غذاهای ماندگار، نه همه به صورت کنسروشده.
Common. General term for foods kept fresh longer, not all canned.