caricature

car·i·ca·ture/ˈkærɪkətʃʊr/
noun (اسم)commonplural (جمع): caricatures

اسم — کاریکاتور

کاریکاتورتصویر مضحک

تصویر یا توصیفی که ویژگی‌های خاصی را بزرگ‌نمایی می‌کند تا حالتی طنزآمیز یا اغراق‌شده ایجاد کند.

A drawing or description that exaggerates particular features to create a comic or grotesque effect.

«هنرمند کاریکاتوری از لبخند سیاستمدار کشید.»

The artist drew a caricature of the politician’s smile.

«کاریکاتور او در مجله بینی بزرگش را برجسته کرد.»

His caricature in the magazine highlighted his big nose.

تفاوت با واژه‌های مشابه
cartoonکارتون

رایج است و اغلب در نقاشی‌های طنز آمیز قابل تعویض است اما کارتونی گسترده‌تر است.

Common. Often used interchangeably with caricature in comedic drawings but cartoons may be broader.

lampoonهجو

رسمی است و به نقد تند و طنزآمیز اشاره دارد که گاهی با کاریکاتور همراه است.

Formal. Refers to sharp, humorous criticism often using caricature.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000