cascaded

cas·cad·ed/kæˈskeɪdɪd/
cascadea small waterfall or something that falls in a similar way-edpast tense / past participle marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): cascadedpast participle (مفعولی): cascaded-ing (حال): cascading3rd (سوم): cascades

فعل — آبشارگونه فرو ریخت

آبشارگونه فرو ریختریخته شدسرازیر شد

فعل گذشته و اسم مفعول cascade به معنای جاری شدن یا فرو ریختن به سمت پایین مانند آبشار.

Past tense and past participle of 'cascade', meaning to fall or flow downwards in a way similar to a waterfall.

«آب از روی صخره‌ها آبشارگونه فرو ریخت.»

The water cascaded over the rocks.

«موهایش بر روی شانه‌هایش سرازیر شد.»

Her hair cascaded down her shoulders.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flowedجاری شد

رایج. هنگام توصیف حرکت پیوسته و روان به سمت پایین، قابل جایگزینی است. 'Cascaded' به جریان دراماتیک‌تر، اغلب پلکانی یا چند لایه اشاره دارد.

Common. Interchangeable when describing a continuous, smooth movement downwards. 'Cascaded' implies a more dramatic, often stepped or multi-layered flow.

pouredریخته شد

رایج. هنگام اشاره به مقدار زیادی مایع یا اجسام کوچک که به سرعت می‌ریزند، قابل جایگزینی است. 'Poured' به جریانی مستقیم‌تر و واحدتر اشاره دارد.

Common. Interchangeable when referring to a large quantity of liquid or small items falling quickly. 'Poured' suggests a more direct, singular stream.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more cascadedsuperlative (عالی): most cascaded

صفت — آبشارگونه

آبشارگونهسلسله‌وار

مرتب شده یا به صورت آبشار یا مجموعه‌ای از مراحل فرو ریخته.

Arranged or having fallen in a cascade or series of stages.

«لباس دارای چین‌های آبشارگونه بود.»

The dress had cascaded ruffles.

«جلوه‌های آبشارگونه یک صحنه دراماتیک ایجاد کردند.»

Cascaded effects created a dramatic scene.

تفاوت با واژه‌های مشابه
layeredلایه‌لایه

رایج. هنگام توصیف اقلامی که در لایه‌ها یا مراحل مجزا مرتب شده‌اند، قابل جایگزینی است. 'Cascaded' اغلب به جریان یا چیدمان رو به پایین اشاره دارد.

Common. Interchangeable when describing items arranged in distinct layers or steps. 'Cascaded' often implies a downward flow or arrangement.

tieredطبقه‌بندی شده

رایج. هنگام اشاره به چیدمان در سطوح یا مراحل مجزا، قابل جایگزینی است. اغلب برای سازه‌های فیزیکی استفاده می‌شود.

Common. Interchangeable when referring to an arrangement in distinct levels or stages. Often used for physical structures.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000