در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل cash؛ چک یا رسید را به پول نقد تبدیل کردن.
Past tense of cash; to exchange a check or voucher for money.
«دیروز چک حقوقم را نقد کردم.»
“I cashed my paycheck yesterday.”
«او بلیت قرعهکشی را نقد کرد.»
“She cashed the lottery ticket.”