در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظرف آشپزی عمقی یا غذایی پخته شده در چنین ظرفی.
A deep dish used in cooking, or a baked meal prepared in such a dish.
«او برای شام کاسرول مرغ درست کرد.»
“She made a chicken casserole for dinner.”
«کاسرول که در فر پخته میشد بوی خوش میداد.»
“The casserole baked in the oven smelled delicious.”