catholic

Cath·o·lic/ˈkæθəlɪk/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more Catholicsuperlative (عالی): most Catholic

صفت — کاتولیک

کاتولیکجهانشمول

مربوط به کل کلیسای مسیحی، یا به کلیسای کاتولیک رومی.

Of or relating to the whole Christian Church, or to the Roman Catholic Church.

«او در خانواده‌ای کاتولیک بزرگ شد.»

She was raised in a Catholic family.

«این کلیسا ماموریتی جهانشمول برای خدمت به همه مردم دارد.»

The church has a catholic mission to serve all people.

تفاوت با واژه‌های مشابه
universalجهانی

رسمی/ادبی. می‌تواند در بافت‌های قدیمی‌تر یا آکادمیک برای اشاره به چیزی «فراگیر» یا «جامع» استفاده شود، که معنای اصلی یونانی کاتولیک است. «یک سلیقه کاتولیک در موسیقی» به معنای سلیقه‌ای جهانی است. این کاربرد در زبان روزمره کمتر رایج است و بیشتر کاتولیک را با دین مرتبط می‌داند.

Formal/Literary. Can be used in older or more academic contexts to refer to something 'all-encompassing' or 'comprehensive', which is the original Greek meaning of catholic. 'A catholic taste in music' means a universal taste. This usage is less common now in everyday language, which primarily associates 'catholic' with religion.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): Catholics

اسم — کاتولیک

کاتولیک

عضوی از کلیسای کاتولیک رومی.

A member of the Roman Catholic Church.

«بسیاری از کاتولیک ‌ها هر یکشنبه در مراسم عشای ربانی شرکت می‌کنند.»

Many Catholics attend Mass every Sunday.

«او خود را کاتولیک معرفی می‌کند.»

He identifies as a Catholic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000