cave in

/keɪv ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فروریختن

فروریختنبرآمدن به داخل

فروریختن یا به سمت داخل افتادن، معمولاً درباره یک سازه یا سطح.

To collapse or fall inward, often referring to a structure or surface.

«سقف بعد از بارش سنگین برف شروع به فرو ریختن کرد.»

The roof began to cave in after the heavy snow.

«فرو ریختن معدن چند کارگر را گرفتار کرد.»

The mine cave in trapped several workers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
collapseفرو ریختن

رایج. اصطلاح کلی برای فرو ریختن.

Common. General term for falling down.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000