verb (فعل)commonpast (گذشته): cementedpast participle (مفعولی): cemented-ing (حال): cementing3rd (سوم): cements
فعل — سیمان کردن
سیمان کردنمحکم کردن
محکم به هم پیوستن یا مثل سیمان قوی شدن.
Joined firmly or made strong like with cement.
«این توافق، شراکت آنها را محکم کرد.»
“The agreement cemented their partnership.”
«آجرهای سیمانی دیوار را کنار هم نگه میدارند.»
“Cemented bricks hold the wall together.”
تفاوت با واژههای مشابه
secured— محکم شده
روزمره. معنای مشابه به قوی یا ثابت کردن.
Everyday. Similar sense of making firm or stable.