centerpieces

cen·ter·pieces/ˈsɛn·tərˌpis·ɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): centerpieces

اسم — تزئینی وسط میز

تزئینی وسط میزقطعه مرکزی

اشیاء تزئینی که در وسط میز قرار می‌گیرند

decorative items placed at the center of a table

«گل‌ها قطعه مرکزی میز غذاخوری بودند.»

The flowers were the centerpiece of the dining table.

«آنها شمع را به عنوان تزئین وسط میز انتخاب کردند.»

They chose a candle as the centerpiece.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000