chaired

/tʃɛərd/
verb (فعل)formalpast (گذشته): chairedpast participle (مفعولی): chaired-ing (حال): chairing3rd (سوم): chairs

فعل — رئیس بودن

رئیس بودنرهبری جلسه

رئیس یا مسئول یک جلسه یا سازمان بودن و رهبری کردن.

To preside over or lead a meeting or organization.

«او دیروز جلسه هیئت مدیره را ریاست کرد.»

She chaired the board meeting yesterday.

«او چندین کمیته مهم را ریاست کرده است.»

He has chaired several important committees.

تفاوت با واژه‌های مشابه
presidedریاست کردن

رسمی. به معنی ریاست رسمی جلسه، در این زمینه قابل تعویض با chaired است.

Formal. Means officially leading a meeting; interchangeable with 'chaired' in this context.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000