charisma

cha·ris·ma/kəˈrɪzmə/
charisgrace, gift (Greek)-maresult or quality (Greek)
noun (اسم)common

اسم — جذابیت

جذابیتکاریزما

جاذبه و کشش شخصی که دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

A personal charm or magnetism that inspires and attracts others.

«او کاریزمای زیادی دارد و به راحتی رهبری می‌کند.»

She has great charisma and leads easily.

«کاریزمای او طرفداران زیادی جذب کرد.»

His charisma attracted many followers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
charmجذابیت

رایج. مشابه است ولی کاریزما نفوذ قوی‌تر و گاهی جادویی دارد.

Common. Similar but charisma implies a stronger, sometimes almost magical influence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000