checklist

check·list/ˈtʃekˌlɪst/
checkto inspect or verifylista series of items
noun (اسم)commonplural (جمع): checklists

اسم — فهرست کنترل

فهرست کنترللیست بررسی

فهرستی از مواردی که باید بررسی یا انجام شوند.

A list of items to be checked or completed.

«قبل از بسته‌بندی برای سفر، یک فهرست کنترل تهیه کرد.»

He made a checklist before packing for the trip.

«فهرست‌های کنترل کمک می‌کنند که چیزی فراموش نشود.»

Checklists help ensure nothing is forgotten.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000