checked

/tʃɛkt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): checkedpast participle (مفعولی): checked-ing (حال): checking3rd (سوم): checks

فعل — بررسی کرد

بررسی کردچک کردکنترل کرد

چیزی را بررسی کردن برای اطمینان از دقت، کیفیت یا وضعیت آن. (زمان گذشته/اسم مفعول فعل 'check')

Examined something to ensure its accuracy, quality, or condition. (Past tense/past participle of 'check')

«او قبل از خواب ایمیل‌هایش را بررسی کرد.»

She checked her email before going to bed.

«مکانیک ترمزهای خودرو را بررسی کرد.»

The mechanic checked the car's brakes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
examinedبررسی کرد

روزمره. برای یک بازرسی کامل کاملاً با 'checked' قابل جایگزینی است. 'او موتور را بررسی کرد' و 'او موتور را چک کرد' اغلب برای یک عمل استفاده می‌شوند.

Everyday. Fully interchangeable with 'checked' for a thorough inspection. 'He examined the engine' and 'He checked the engine' are often used for the same action.

verifiedتایید کرد

رسمی. به معنای تأیید صحت یا دقت چیزی است، اغلب در برابر یک استاندارد یا واقعیت. 'او اطلاعات را تأیید کرد' به فرآیند دقیق‌تری نسبت به فقط 'اطلاعات را چک کرد' اشاره دارد.

Formal. Implies confirming the truth or accuracy of something, often against a standard or fact. 'He verified the information' suggests a more rigorous process than just 'checked the information'.

متضادها
2adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more checkedsuperlative (عالی): most checked

صفت — شطرنجی

شطرنجیچهارخانه

دارای الگویی از مربع‌ها، به ویژه در دو رنگ.

Having a pattern of squares, especially in two colors.

«او پیراهنی چهارخانه به تن داشت.»

He was wearing a checked shirt.

«پتو پیک‌نیک الگوی چهارخانه قرمز و سفید داشت.»

The picnic blanket had a red and white checked pattern.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plaidچارخانه

روزمره. بسیار شبیه به 'checked'، به ویژه برای الگوهای پارچه. 'پیراهن چارخانه' و 'پیراهن شطرنجی' اغلب برای لباس‌هایی با الگوهای مربع به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

Everyday. Very similar to 'checked', especially for fabric patterns. 'Plaid shirt' and 'checked shirt' are often used interchangeably for garments with square patterns.

tartanچارخانه اسکاتلندی

فنی/خاص. به نوع خاصی از الگوی چهارخانه اشاره دارد که با قبایل اسکاتلندی مرتبط است. همه الگوهای چهارخانه تارتان نیستند.

Technical/Specific. Refers to a specific type of checked pattern associated with Scottish clans. Not all checked patterns are tartan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000