در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
الگوی خطوط متقاطع با رنگهای مختلف، معمولاً روی پارچه.
A pattern of intersecting stripes of different colors, often on fabric.
«او پیراهنی با طرح چهارخانه قرمز پوشیده بود.»
“He wore a shirt with a red plaid pattern.”
«طرح چهارخانه در لباسهای زمستانی محبوب است.»
“Plaid is popular in winter clothing.”
نوع خاصی از طرح چهارخانه مرتبط با قبایل اسکاتلندی؛ تا حدی قابل جایگزینی.
Specific type of plaid associated with Scottish clans; partially interchangeable.