فعل — آزار دادن
به طور مداوم برای کسی یا چیزی مشکل یا ناراحتی ایجاد کردن.
To cause continuous trouble or distress to someone or something.
«شهر سالها با جرم و جنایت دست و پنجه نرم میکرد.»
“The city was plagued by crime for years.”
«تردیدهایی درباره تصمیمش او را آزار میداد.»
“He was plagued by doubts about his decision.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. به معنای رنج شدید روحی یا جسمی است، اغلب شدیدتر از «plague». «او توسط احساس گناه شکنجه میشد» درست است، «او توسط احساس گناه آزار میدید» نیز درست است، اما «torment» رنج عمیقتری را نشان میدهد.
Formal/Literary. Implies severe mental or physical suffering, often more intense than 'plague'. 'He was tormented by guilt' works, 'He was plagued by guilt' also works, but 'torment' suggests deeper suffering.
رایج. اغلب برای اقدامات ناخواسته مکرر یا آزار و اذیت مداوم، به ویژه توسط یک فرد نسبت به دیگری استفاده میشود. «او توسط خبرنگاران آزار میدید» خاصتر از «او توسط خبرنگاران اذیت میشد» است. «Plagued» میتواند کلیتر در مورد مشکلات باشد.
Common. Often used for repeated unwanted actions or persistent annoyance, especially by one person towards another. 'He was harassed by reporters' is more specific than 'plagued by reporters'. 'Plagued' can be more general about problems.