cheesed off

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/tʃizd ɔf/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): more cheesed offsuperlative (عالی): most cheesed off

صفت — کلافه

کلافهعصبانی

کلافه یا عصبانی از چیزی بودن.

annoyed or irritated.

«از اتوبوس‌های دیررس کلافه‌ام.»

I'm cheesed off with the late buses.

«به‌خاطر بهانهٔ او کلافه شد.»

She was cheesed off by his excuse.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000