در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
تشکیل کیلیت (یک ترکیب شیمیایی که در آن یک یون فلزی مرکزی از طریق پیوندهای کووالانسی با دو یا چند لیگاند متصل میشود).
To form a chelate (a chemical compound in which a central metal ion is attached to two or more ligands by coordinate bonds).
«این مولکولها میتوانند یونهای فلزی را کیلیت کنند.»
“These molecules can chelate metal ions.”
«این فرآیند برای کیلیت کردن فلزات سنگین از خاک طراحی شده است.»
“The process is designed to chelate heavy metals from the soil.”
عمومی. اصطلاحی گستردهتر برای اتصال یا چسباندن. هنگام اشاره به عمل کلی اتصال اتمها یا مولکولها قابل تعویض است، اما «کیلیت کردن» به نوع خاصی از پیوند کووالانسی چندگانه اشاره دارد.
General. Broader term for joining or attaching. Interchangeable when referring to the general act of atoms or molecules joining, but 'chelate' is specific to a type of multiple coordinate bonding.
یک ترکیب شیمیایی که در آن یک یون فلزی مرکزی از طریق پیوندهای کووالانسی با دو یا چند لیگاند متصل میشود.
A chemical compound in which a central metal ion is attached to two or more ligands by coordinate bonds.
«EDTA یک کیلیت قوی با کلسیم تشکیل میدهد.»
“EDTA forms a strong chelate with calcium.”
«بسیاری از فرآیندهای بیولوژیکی شامل کیلیتهای فلزی هستند.»
“Many biological processes involve metal chelates.”
دارای ساختار کیلیت یا تشکیل دهنده آن.
Having or forming a chelate structure.
«لیگاند کیلیت، یون فلزی را پایدار میکند.»
“The chelate ligand stabilizes the metal ion.”
«این ترکیب دارای ساختار حلقه کیلیت است.»
“This compound has a chelate ring structure.”
فنی. اصطلاحی گستردهتر در شیمی برای مولکولی که از طریق پیوند دو یا چند جزء تشکیل شده است. کیلیت نوع خاصی از کمپلکس است. کاملاً قابل تعویض نیست.
Technical. A broader term in chemistry for a molecule formed by association of two or more components. A chelate is a specific type of complex. Not fully interchangeable.