chelate

che·late/ˈkiːleɪt/, /ˈtʃiːleɪt/
1verb (فعل)technicalpast (گذشته): chelatedpast participle (مفعولی): chelated-ing (حال): chelating3rd (سوم): chelates

فعل — کیلیت کردن

کیلیت کردنکلاته کردن

تشکیل کیلیت (یک ترکیب شیمیایی که در آن یک یون فلزی مرکزی از طریق پیوندهای کووالانسی با دو یا چند لیگاند متصل می‌شود).

To form a chelate (a chemical compound in which a central metal ion is attached to two or more ligands by coordinate bonds).

«این مولکول‌ها می‌توانند یون‌های فلزی را کیلیت کنند.»

These molecules can chelate metal ions.

«این فرآیند برای کیلیت کردن فلزات سنگین از خاک طراحی شده است.»

The process is designed to chelate heavy metals from the soil.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bindپیوند زدن

عمومی. اصطلاحی گسترده‌تر برای اتصال یا چسباندن. هنگام اشاره به عمل کلی اتصال اتم‌ها یا مولکول‌ها قابل تعویض است، اما «کیلیت کردن» به نوع خاصی از پیوند کووالانسی چندگانه اشاره دارد.

General. Broader term for joining or attaching. Interchangeable when referring to the general act of atoms or molecules joining, but 'chelate' is specific to a type of multiple coordinate bonding.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): chelates

اسم — کیلیت

کیلیتکلاته

یک ترکیب شیمیایی که در آن یک یون فلزی مرکزی از طریق پیوندهای کووالانسی با دو یا چند لیگاند متصل می‌شود.

A chemical compound in which a central metal ion is attached to two or more ligands by coordinate bonds.

«EDTA یک کیلیت قوی با کلسیم تشکیل می‌دهد.»

EDTA forms a strong chelate with calcium.

«بسیاری از فرآیندهای بیولوژیکی شامل کیلیت‌های فلزی هستند.»

Many biological processes involve metal chelates.

تفاوت با واژه‌های مشابه
complexکمپلکس

فنی. اصطلاحی گسترده‌تر در شیمی برای مولکولی که از طریق پیوند دو یا چند جزء تشکیل شده است. کیلیت نوع خاصی از کمپلکس است. کاملاً قابل تعویض نیست.

Technical. A broader term in chemistry for a molecule formed by association of two or more components. A chelate is a specific type of complex. Not fully interchangeable.

3adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more chelatesuperlative (عالی): most chelate

صفت — کیلیت‌شونده

کیلیت‌شوندهکلاته

دارای ساختار کیلیت یا تشکیل دهنده آن.

Having or forming a chelate structure.

«لیگاند کیلیت، یون فلزی را پایدار می‌کند.»

The chelate ligand stabilizes the metal ion.

«این ترکیب دارای ساختار حلقه کیلیت است.»

This compound has a chelate ring structure.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000