chevvy

chev·vy/ˈtʃɛvi/
verb (فعل)informalpast (گذشته): chevviedpast participle (مفعولی): chevvied-ing (حال): chevvying3rd (سوم): chevvies

فعل — اذیت کردن

اذیت کردنآزار دادنبه ستوه آوردن

(بریتانیایی غیررسمی) کسی را آزار دادن یا اذیت کردن، معمولاً با مکرراً به او گفتن کاری را انجام دهد یا با دست انداختن او.

(British informal) To annoy or harass someone, typically by repeatedly telling them to do something or by teasing them.

«برادرت را اذیت نکن! (دست از سرش بردار!)»

Stop chevving your brother!

«دوستانش او را به خاطر دیر آمدن مسخره کردند.»

He was chevvyed by his friends for being late.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harassآزار دادن

رایج/رسمی. اصطلاحی گسترده‌تر، به فشار یا ارعاب مداوم و ناخواسته اشاره دارد. وقتی به آزار و اذیت مداوم اشاره می‌کند، قابل تعویض است. 'Chevvy' غیررسمی‌تر است و اغلب به شوخی یا غرغر کردن اشاره دارد.

Common/Formal. Broader term, implies persistent and unwelcome pressure or intimidation. Interchangeable when referring to continuous annoyance or bothering. 'Chevvy' is more informal and often implies playful teasing or nagging.

teaseدست انداختن

رایج. به شوخی یا با بدجنسی کسی را مسخره کردن. وقتی آزار سبک‌سرانه یا تمسخرآمیز است، قابل تعویض است. 'Chevvy' می‌تواند مداوم‌تر و آزاردهنده‌تر باشد.

Common. To make fun of someone playfully or maliciously. Interchangeable when the annoyance is light-hearted or taunting. 'Chevvy' can be more persistent and irritating.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000