در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زمان گذشته فعل جویدن؛ به معنی گاز گرفتن و نرم کردن غذا با دندانها.
Past tense of chew; to bite and grind food with the teeth.
«او به آرامی غذایش را جوید.»
“She chewed her food slowly.”
«سگ کفش را جوید.»
“The dog chewed the shoe.”
روزمره. معنای مشابه ولی بیشتر برای گاز گرفتن مداوم یا مخرب به کار میرود، مثل 'سگ استخوان را جوید.'
Everyday. Similar meaning but often implies persistent or damaging biting, e.g., 'The dog gnawed the bone.'