در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
(در اساطیر یونان) موجودی هیولاگونه و آتشین با سر شیر، بدن بز و دم مار.
(In Greek mythology) A monstrous fire-breathing female creature with a lion's head, a goat's body, and a serpent's tail.
«قهرمان بلروفون کیمرای هولناک را کشت.»
“The hero Bellerophon slayed the fearsome chimera.”
«هنرمندان باستان اغلب کیمرا را در آثار خود به تصویر میکشیدند.»
“Ancient artists often depicted the chimera in their works.”
چیزی که آرزو یا امید به آن میرود اما در واقع خیالی و غیرقابل دستیابی است.
A thing that is hoped or wished for but is in fact illusory or impossible to achieve.
«ایده او برای صلح جهانی توسط سیاستمداران به عنوان یک توهم رد شد.»
“His idea of universal peace was dismissed as a chimera by the politicians.”
«به دست آوردن ثروت بدون تلاش اغلب یک آرزوی محال است.»
“Chasing wealth without effort is often a chimera.”
روزمره. به ظاهر یا باوری گمراهکننده یا فریبنده اشاره دارد. 'توهم' اغلب در مورد ادراک است، در حالی که 'کیمر' به یک هدف پرجزئیاتتر، اغلب باشکوهتر، اما غیرقابل دستیابی اشاره دارد. زمانی که هر دو به چیزی غیرواقعی یا غیرممکن اشاره میکنند، قابل جایگزینی هستند، اما 'کیمر' بر جنبه فانتزی یا رویایی تأکید میکند. مثلاً 'رویاهای او برای تبدیل شدن به یک ستاره راک یک کیمر بود' درست است، 'شعبدهباز یک توهم ایجاد کرد' (نه 'کیمر').
Everyday. Refers to a misleading or deceptive appearance or belief. 'Illusion' is often about perception, while 'chimera' implies a more elaborate, often grander, but unattainable goal. Interchangeable when both refer to something unreal or impossible, but 'chimera' emphasizes the fantastic or visionary aspect. For example, 'His dreams of becoming a rock star were a chimera' works, 'The magician created an illusion' (not 'chimera').
روزمره. به چیزی خیالی اشاره دارد، اغلب مطلوب اما غیرواقعی. شبیه 'کیمر' در اشاره به چیزهایی که ریشه در واقعیت ندارند، اما 'فانتزی' میتواند بیضرر یا حتی مثبت باشد، در حالی که 'کیمر' اغلب به پیگیری فریبنده یا بیهوده اشاره دارد. همیشه قابل جایگزینی نیست زیرا 'فانتزی' حس خاص یک توهم بزرگ و غیرممکن را ندارد. مثلاً 'او در دنیایی از فانتزی زندگی میکند' درست است، 'دنبال کردن آن ایده یک کیمر بود' برای یک هدف غیرقابل دستیابی دقیقتر است.
Everyday. Refers to something imagined, often desirable but not real. Similar to 'chimera' in referring to things not grounded in reality, but 'fantasy' can be harmless or even positive, whereas 'chimera' often implies a deceptive or futile pursuit. Not always interchangeable as 'fantasy' lacks the specific sense of an impossible, grand delusion. For example, 'He lives in a world of fantasy' works, 'Chasing that idea was a chimera' is more precise for an unattainable goal.