chinked

/tʃɪŋkt/
chinka narrow opening or crack-edpast tense/past participle suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more chinkedsuperlative (عالی): most chinked

صفت — درزدار

درزدارترک‌خوردهدرزبندی‌شده

دارای شکاف‌های کوچک یا درزهای باریک، یا جایی که این شکاف‌ها پر یا مسدود شده‌اند.

Having small cracks or narrow openings, or having been filled or sealed in such openings.

«دیوارهای کلبه قدیمی با گل درزبندی شده بودند.»

The old cabin walls were chinked with mud.

«نور از سقف درزدار به داخل می‌تابید.»

Light streamed through the chinked roof.

تفاوت با واژه‌های مشابه
crackedترک‌خورده

متداول. cracked یک اصطلاح کلی برای هر نوع شکستگی یا شکاف است که اغلب به آسیب اشاره دارد، در حالی که chinked به طور خاص به شکاف‌های کوچک و باریک در دیوار یا سازه اشاره می‌کند. می‌توان گفت 'پنجره ترک‌خورده' اما معمولاً 'پنجره درزدار' نه.

Common. 'Cracked' is a general term for any break or fissure, often implying damage, while 'chinked' specifically refers to small, narrow openings or gaps, typically in a wall or structure. You can say 'a cracked window' but not usually 'a chinked window'.

gappedشکاف‌دار

کمتر متداول. gapped به فضای بزرگ‌تر و آشکارتر، که اغلب عمدی است، اشاره دارد، در حالی که chinked به شکاف‌های کوچک و اغلب ناخواسته یا نقص‌ها دلالت دارد. 'حصار شکاف‌دار' درست است، اما 'حصار درزدار' به نقص‌های کوچک‌تر اشاره دارد.

Less common. 'Gapped' implies a larger, more obvious space or interval, often intentional, whereas 'chinked' suggests tiny, often unintentional openings or imperfections. 'A gapped fence' works, but 'a chinked fence' implies smaller flaws.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000