chisel

chis·el/ˈtʃɪzəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): chisels

اسم — سوهان دستی

سوهان دستیدسته قلم‌مهره‌ای

ابزاری دستی با لبه تیز برای تراشیدن یا بریدن مواد سخت مانند چوب یا سنگ.

A hand tool with a sharp edge used to carve or cut hard materials like wood or stone.

«او با قلم‌مهره مجسمه چوبی را تراش داد.»

He used a chisel to carve the wooden sculpture.

«سنگ با دقت با قلم‌مهره شکل داده شد.»

The stone was shaped carefully with a chisel.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gougeگودبرداری

در زمینه فنی/ابزار. گودبرداری نوعی قلم‌مهره است با تیغه خمیده برای بریدن.

Technical/tool context. A gouge is a chisel with a curved blade, used for scooping.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): chiseledpast participle (مفعولی): chiseled-ing (حال): chiseling3rd (سوم): chisels

فعل — بتراشیدن

بتراشیدنحک کردن با قلم‌مهره

با استفاده از قلم‌مهره بریدن یا شکل دادن مواد سخت.

To cut or shape hard material using a chisel.

«او چوب را به شکل زیبایی تراش داد.»

He chiseled the wood into a beautiful figure.

«هنرمند مرمر را با دقت تراشید.»

The artist chiseled the marble carefully.

تفاوت با واژه‌های مشابه
carveحکاکی کردن

رایج. به معنی شکل دادن مواد است، معمولاً چوب یا سنگ، شبیه به قلم‌مهره ولی با ابزارهای دیگر نیز ممکن است.

Common. Means to shape material, often wood or stone, similar to chiseling but can be done by other tools too.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000