gouge

/ɡaʊdʒ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): gougedpast participle (مفعولی): gouged-ing (حال): gouging3rd (سوم): gouges

فعل — کندن

کندنشیار کردن

ایجاد سوراخ یا شیار ناهموار با کندن یا بریدن.

To make a rough hole or groove by digging or cutting.

«او در چوب یک سوراخ کند.»

He gouged a hole in the wood.

«در تصادف درِ خودرو خراش برداشته بود.»

The car door was gouged in the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chiselسوهان زدن

فنی. معنی مشابه اما معمولا دقیق‌تر از gouge که حالت زمخت دارد.

Technical. Similar meaning but often with precision, unlike gouge which implies roughness.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000