gotta

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

got·ta/ˈɡɒtə/
1phrase (عبارت)informal

عبارت — باید

بایدمجبورم

شکل غیررسمی "got to" به معنای "have to" یا "must" (بیان‌کننده اجبار یا ضرورت).

Informal contraction of "got to," meaning "have to" or "must" (expressing obligation or necessity).

«من باید این گزارش را تا جمعه تمام کنم.»

I gotta finish this report by Friday.

«اگر می‌خواهیم موفق شویم باید سخت‌تر کار کنیم.»

We gotta work harder if we want to succeed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mustباید. رسمی/قوی‌تر. بیانگر اجبار یا ضرورت قوی‌تر است، اغلب بدون گزینه جایگزین. مثلاً: 'You must follow the rules.' (شما باید از قوانین پیروی کنید.) 'I must remember that' طبیعی است. برای بیان یک الزام قوی یا توصیه محکم.
2phrase (عبارت)informal

عبارت — دارم

دارمدارم یک

شکل غیررسمی "got a" یا "have got a" به معنای "داشتن" یا "مالک بودن".

Informal contraction of "got a" or "have got a," meaning "possess" or "have."

«یک ماشین جدید دارم، می‌خواهی ببینی؟»

I gotta new car, want to see it?

«او حس شوخ‌طبعی عالی‌ای دارد.»

She gotta great sense of humor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
haveدارم. رایج/عمومی. معادل استاندارد و رسمی‌تر برای مالکیت. مثلاً: 'I have a new phone.' (من یک گوشی جدید دارم.) 'She has a good idea' طبیعی است. برای بیان مالکیت یا دارا بودن چیزی.
possessمالک بودن / داشتن. رسمی/حقوقی. به مالکیت رسمی یا قانونی اشاره دارد. مثلاً: 'He possesses several properties.' (او چندین ملک دارد.) 'I possess a headache' غیرطبیعی است. برای اشاره به مالکیت رسمی یا قانونی اشیاء یا املاک.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000