در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برای بیان لزوم، اجبار یا وظیفه.
Expressing necessity or obligation.
«شما باید فرم را پر کنید.»
“You must complete the form.”
«من الان باید بروم.»
“I must go now.”
برای بیان احتمال قوی یا قطعیت منطقی.
Expressing strong probability or logical certainty.
«او حتماً الان خانه است.»
“He must be home by now.”
«آن حتماً نامهرسان است.»
چیزی که ضروری یا حیاتی است.
Something that is necessary or essential.
«این کتاب یک اثر واجبالخواندن است.»
“This book is a must-read.”
«یک قهوهساز خوب برای من یک ضرورت است.»
“A good coffee maker is a must for me.”