chunder

chun·der/ˈtʃʌndər/
verb (فعل)slangpast (گذشته): chunderedpast participle (مفعولی): chundered-ing (حال): chundering3rd (سوم): chunders

فعل — استفراغ کردن

استفراغ کردنبالا آوردن

استفراغ کردن، بالا آوردن.

To vomit.

«او حالش بد شد و ناگهان استفراغ کرد.»

He felt unwell and suddenly chundered.

«قایق در حال تکان خوردن باعث شد برخی مسافران استفراغ کنند.»

The rocking boat made some passengers chunder.

تفاوت با واژه‌های مشابه
vomitاستفراغ کردن

رایج. 'Vomit' اصطلاح استاندارد و خنثی است. 'Chunder' بسیار غیررسمی/اسلنگ است و عمدتاً در انگلیسی استرالیایی و بریتانیایی استفاده می‌شود. در حالی که از نظر معنی قابل تعویض هستند، 'chunder' بسیار عامیانه‌تر است.

Common. 'Vomit' is the standard, neutral term. 'Chunder' is highly informal/slang, primarily used in Australian and British English. While interchangeable in meaning, 'chunder' is much more colloquial. 'He felt sick and vomited' works, 'he chundered all over the floor' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000