فعل — تکه تکه کرد
زمان گذشته و اسم مفعول فعل «chunk» (چیزی را به تکههای بزرگ و ضخیم خرد یا برش دادن).
Past tense and past participle of chunk (to break or cut into large, thick pieces).
«قصاب گوشت را به تکههای آبگوشتی خرد کرد.»
“The butcher chunked the meat into stewing portions.”
«او نان را برای داخل شکم پر خرد کرد.»
“He chunked the bread for the stuffing.”
فعل — پرتاب کرد (ناشیانه)
زمان گذشته و اسم مفعول فعل «chunk» (چیزی را با سنگینی یا ناشیانه پرتاب کردن).
Past tense and past participle of chunk (to throw something heavily or awkwardly).
«او کتاب سنگین را با ناشیانه روی میز انداخت.»
“He chunked the heavy book onto the table.”
«دروازهبان توپ را ناشیانه به سمت جلو پرتاب کرد.»
“The goalie chunked the ball downfield.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. در حالی که 'chunked' به پرتابی سنگین و اغلب ناشیانه اشاره دارد، 'lobbed' پرتابی آهستهتر و قوسیشکل را نشان میدهد، معمولاً از روی مانعی یا به نقطهای خاص. کاملاً قابل جایگزینی نیستند زیرا نحوه پرتاب متفاوت است.
Common. While 'chunked' implies a heavy, often awkward throw, 'lobbed' suggests a softer, arcing throw, usually over an obstacle or to a specific spot. Not fully interchangeable as the manner of throwing is different. Example: 'He lobbed the ball over the fence.' / 'او توپ را از بالای نرده پرتاب کرد.'