circulate

cir·cu·late/ˈsɜːrkjəleɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): circulatedpast participle (مفعولی): circulated-ing (حال): circulating3rd (سوم): circulates

فعل — جریان داشتن

جریان داشتنگردش کردن

حرکت مداوم یا آزادانه در یک سیستم یا محدوده بسته

To move continuously or freely through a closed system or area.

«خون در سراسر بدن گردش می‌کند.»

Blood circulates through the body.

«با باز بودن پنجره‌ها هوا بهتر گردش می‌کند.»

Air circulates better with the windows open.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flowجریان داشتن

رایج. اصطلاح کلی برای حرکت مایعات یا هوا؛ circulate به مسیر بسته یا تکراری اشاره دارد.

Common. General term for movement of liquids or air; circulate implies a closed or repeated path.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000